خبرگزاری حوزه، تهران: برگزاری مراسم وداع، تشییع و تدفین پیکر مطهر شهید حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای قائد امت دارای ابعاد و پیامدهای مختلف است که واکاوی آن یک ضرورت است. خبرگزاری حوزه در همین ارتباط با حجتالاسلام والمسلمین سیدمجتبی نورمفیدی رئیس پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر و استاد خارج فقه حوزه علمیه قم گفت و گو داشت که مشروح آن در ادامه می آید.
مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب چه پیامهایی در شرایط امروز منطقه و جهان دارد؟
ضمن عرض تسلیت مجدد به مناسبت شهادت رهبر انقلاب اسلامی و یادآوری این مطلب که هرچه زمان از آن حادثه تلخ و دردناک هم بگذرد ولی داغ از دست دادن آن مرد بزرگ تاریخ اسلام و ایران کهنه نمیشود، در پاسخ به سوال شما باید عرض کنم که بیتردید، تشییع پیکر رهبر شهید، تنها یک آیین سوگواری نیست، بلکه یک مراسم تاریخی است که مخاطب آن، هم ملت ایران است، هم ملتهای منطقه و هم افکار عمومی جهان و هم ایندگان .
پیام اصلی این مراسم،به خصوص در ایام ماه محرم تجلی وفاداری و پایداری و دلبستگی مردم به آرمانها و ارزشها و در یک کلمه مکتب سید الشهداء است. در منطق اسلام، شهادت پایان راه نیست؛ آغاز حیات اثرگذار یک انسان الهی است. قرآن کریم میفرماید: وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ الله امواتا ، از این منظر، حضور گسترده مردم در تشییع، صرفاً ابراز احساسات نیست؛ بلکه تجدید میثاق با ارزشهایی است که آن شهیددر تمام عمر خویش برای آنها مجاهدت کرده است.
به علاوه این حضور یک قدر شناسی از تلاشهای مخلصانه و مجدانه آن شهید بزرگ است که عمر خود را صرف اعتلای اسلام و ایران نمودند.
این مراسم همچنین نمایش انسجام و سرمایه اجتماعی است. دشمنان ملت ایران همواره تلاش میکنند جامعه را دچار یأس، اختلاف و گسست کنند؛ اما هنگامی که مردم با وجود تفاوت سلایق و دیدگاهها، در یک صحنه ملی و دینی کنار یکدیگر قرار میگیرند، این حضور، پیام روشنی از همبستگی و استحکام اجتماعی مخابره میکند. بدیهی است که این سرمایه اجتماعی، یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی به شمار میآید.
به علاوه این مراسم با صدای رسا ناکامی راهبرد حذف شخصیتها برای حذف یک مکتب را اعلام می کند. تاریخ اسلام به ما آموخته است که با شهادت شخصیتهای بزرگ، اگرچه ثلمه ای جبران ناپذیر رخ میدهد، اما حرکت و جریان مکتب متوقف نمیشود. همانگونه که شهادت سیدالشهدا(ع) موجب خاموش شدن نهضت عاشورا نشد، بلکه آن را جاودانه کرد، در تاریخ معاصر نیز شهادت شخصیتهای اثرگذار، زمانی که با ایمان و آگاهی مردم همراه شود، میتواند به احیای آرمانها و تقویت روحیه مقاومت بینجامد.
در جهان امروز، قدرت تنها به تجهیزات نظامی یا توان اقتصادی محدود نیست؛ ملتها زمانی ماندگار میشوند که از پشتوانه هویتی، فرهنگی و اعتقادی برخوردار باشند. مراسم باشکوه تشییع نشان میدهد که ملت بزرگ ایران همچنان ظرفیت باز تولید فکر و اندیشه را داردو از انگیزه و همبستگی بالایی برخوردار است و این خود یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت نرم است.
سرانجام اینکه چنین مراسمی نشان می دهد امید به آینده موج می زند و مسیر خدمت همچنان باز است. یکی از اهداف دشمنان در این حادثه تلخ، این بود که با حذف رهبر شهید، حرکت انقلاب و ملت ایران را متوقف کنند ، اما چنین مراسمی به دنیا اعلام میکند که راه روشن انقلاب و مردم، وابسته به فرد نیست، هر چند رهبر جامعه باشد،بلکه بر پایه ایمان، مردم و آرمانهای الهی استمرار دارد و این ملت از فقدانها، سرمایهای برای حرکت به سوی آینده میسازند، چنانچه در این مدت بعد از شهادت امام شهید این مطلب را نشان دادند.
و نکته ای که تذکر آن را لازم می دانم این است که این مراسم، باید فرصتی برای جهاد تبیین باشد؛ یعنی به جای آنکه صرفاً احساسات را برانگیزد، عقلها را مخاطب قرار دهد، نسل جوان را با حقیقت آرمانها آشنا کند، امید را در جامعه تقویت نماید و نشان دهد که فرهنگ ایثار، مسئولیتپذیری و خدمت، همچنان زنده و الهامبخش است.
بنابراین، تشییع رهبر شهید، تنها بدرقه یک شخصیت نیست؛ بلکه اعلام حیات یک مکتب،پویا بودن خط مقاومت، نمایش انسجام یک ملت و ارسال پیامی روشن به منطقه و جهان است که ملت مؤمن و آگاه ایران ، با فقدان امام شهید از آرمانهای خود دست نمیکشند، بلکه با عزمی راسختر مسیر خود را با هدایتهای رهبر جدید انقلاب ادامه میدهند.
این مراسم باید دارای چه مشخصههایی باشد که به مظهر اقتدار نظام جمهوری اسلامی تبدیل شود؟
به طور کلی باید توجه داشته باشیم که اقتدار در منطق اسلام و حتی در جهان امروز صرفاً به نمایش جمعیت یا شکوه ظاهری خلاصه نمیشود؛ بلکه زمانی شکل می گیرد که چند امردر کنار یکدیگر قرار گیرند.
مهم ترین امر حضور مردمی گسترده است. هرچه حضور مردم گستردهتر و برخاسته از باور و محبت باشد، پیام مراسم نافذتر خواهد بود. در اندیشه اسلامی و از دیدگاه امام راحل و رهبر شهید، مردم صرفاً تماشاگر حوادث نیستند، بلکه صاحبان اصلی انقلاب و نظاماند و حضور آنان بزرگترین سرمایه جامعه اسلامی است. اقتدار واقعی، از دل اعتماد و همراهی مردم برمیخیزد.
مسئله دوم، حفظ وحدت و انسجام ملی است.
دشمنان همواره میکوشند رخدادهای مهم را به بستری برای اختلاف و دوقطبیسازی تبدیل کنند؛ اما اگر این مراسم، همه اقشار جامعه را حول ارزشهای مشترک، استقلال، عزت ملی و خدمت به مردم گرد هم آورد، به نمایشگاهی از وحدت ملی تبدیل خواهد شد و این خود یکی از مهمترین ارکان قدرت کشور است.
سومین نکته، نظم، کرامت و اخلاق اسلامی است. اسلام حتی در سوگ و مصیبت نیز به حفظ حرمت انسانها، رعایت حقوق مردم و پرهیز از هرگونه رفتار خارج از شأن اسلامی سفارش کرده است. هر اندازه مراسم با نظم، آرامش، احترام متقابل و مدیریت شایسته برگزار شود، تصویر متینتر و ماندگارتری از فرهنگ اسلامی و تمدن ایرانی به نمایش خواهد گذاشت.
مطلب دیگر لزوم تبیین صحیح شخصیت امام شهید و آرمانهای اوست. اگر مراسم تنها به ابراز احساسات محدود شود، اثر آن کوتاهمدت خواهد بود؛ اما اگر رسانهها، مبلغان، دانشگاهیان و حوزویان بتوانند اندیشه، سیره، اخلاص، مردمداری و اهداف آن شهید را بهدرستی برای جامعه، بهویژه نسل جوان، تبیین کنند، این مراسم به یک مدرسه تربیتی و فرهنگی تبدیل خواهد شد. این همان نقطهای است که احساس با معرفت پیوند میخورد و سرمایه اجتماعی ماندگار می شود.
البته باید توجه داشت که بهترین بزرگداشت شهیدان و خدمتگزاران و این شهید عزیز ، ادامه دادن راه آنان در مسیر مقاومت، خدمت، عدالت، پیشرفت، علم، اخلاق و حل مشکلات مردم است. اگر این مراسم روحیه صبر و استقامت، مسئولیتپذیری، امید، همدلی و تلاش برای ساختن آینده را در جامعه تقویت کند، از یک آیین سوگواری فراتر رفته و به سرمایهای راهبردی برای کشور تبدیل خواهد شد.
خلاصه آن که مراسمی میتواند مظهر اقتدار جمهوری اسلامی باشد که در آن، شور و شعور، احساس و معرفت، مردم و مسئولان، وحدت و بصیرت، و ایمان و عقلانیت در کنار یکدیگر قرار گیرند. چنین مراسمی نهتنها برای داخل کشور آرامش و امید میآفریند، بلکه به جهان نیز این پیام را منتقل میکند که قدرت ملت ایران ، پیش از آنکه در تجهیزات و امکانات مادی باشد، در ایمان، انسجام، فرهنگ و سرمایه اجتماعی آن ریشه دارد.
چگونه مبلغان دینی و عموم حوزویان میتوانند این مراسم را به عرصه جهاد تبیین و امیدآفرینی تبدیل کنند؟
حوزههای علمیه همواره در بزنگاههای تاریخی، نقش هدایت فکری و معنوی جامعه را بر عهده داشتهاند. در چنین مناسبتهایی نیز رسالت مبلغان و حوزویان، تنها برگزاری مراسم یا بیان مرثیه نیست، بلکه تبدیل این اجتماع عظیم به یک فرصت برای جهاد تبیین و امیدآفرینی است.
نخستین وظیفه مبلغان، تبیین عقلانی و مستند این حادثه و شخصیت رهبر شهیداست. جامعه امروز، بهویژه نسل جوان، بیش از آنکه به شعار نیاز داشته باشد، به تحلیل، استدلال و پاسخهای روشن نیازمند است.
مبلغان باید با زبانی متناسب با مخاطب، ابعاد شخصیتی، اخلاقی، علمی و مدیریتی شهید عزیز را تبیین کنند و نشان دهند که راز ماندگاری شخصیتهای بزرگ، اخلاص، خدمت به مردم، مسئولیتپذیری و پایبندی به ارزشهای الهی است. جهاد تبیین یعنی روشن کردن این حقیقتها ، نه صرفاً تکرار شعارها.این یعنی پیوند دادن احساس با معرفت .
طبیعی است که مراسم تشییع، سرشار از عواطف و احساسات باشد؛ اما هنر یک مبلغ دینی آن است که این احساس را به شناخت بیشترتبدیل کند. اگر اشک و محبت مردم، با بصیرت، آگاهی و فهم صحیح از آرمانها همراه شود، آن سرمایه عاطفی به یک سرمایه ماندگار فرهنگی و اجتماعی تبدیل خواهد شد.
مسئولیت دیگر مبلغین ، امیدآفرینی بر پایه معارف دینی است. قرآن کریم، جامعه مؤمن را از یأس نهی میکند و آینده را از آنِ حق میداند. از نگاه دینی، شهادت پایان راه نیست، بلکه آغاز تأثیرگذاری عمیقتر است.
بنابراین، سخن مبلغ باید به مردم این اطمینان را بدهد که هیچ ملتی با از دست دادن شخصیتهای بزرگ، اگر به آرمانها و ارزشهای خود وفادار بماند، متوقف نخواهد شد. تاریخ انقلاب اسلامی نیز نشان داده است که هرگاه حادثهای تلخ رخ داده، ملت ایران با همبستگی و اتکا به ایمان، آن را به فرصتی برای پیشرفت و انسجام تبدیل کرده است.
وظیفه دیگر اهل تبلیغ، گفتوگوی صادقانه با نسل جوان است. امروز جهاد تبیین تنها از پشت تریبون انجام نمیشود؛ بلکه در فضای مجازی، دانشگاهها، مدارس، مساجد و محافل فرهنگی جریان دارد.
مبلغان باید با حوصله، احترام و سعهصدر، پرسشهای جوانان را بشنوند و با ادبیاتی منطقی، مستند و اخلاقی به آنها پاسخ دهند. مخاطب امروز، اگر صداقت، انصاف و استدلال را ببیند، بهتر و عمیقتر حقیقت را میپذیرد.
کار دیگری که مبلغین باید به آن توجه داشته باشند تبدیل مراسم به مدرسه اخلاق و مسئولیتپذیری است. بزرگداشت یک شهید، تنها با ذکر فضائل او کامل نمیشود؛ بلکه باید این پرسش را در جامعه زنده کند که ما برای ادامه این مسیر چه وظیفهای داریم. اگر مردم پس از پایان مراسم، نسبت به مقاومت، خدمت، عدالت، همدلی، رعایت حقوق یکدیگر، تلاش علمی و حفظ وحدت احساس مسئولیت بیشتری پیدا کنند، آن مراسم به هدف اصلی خود رسیده است. در شرایط فعلی تقویت انسجام ملی و وحدت بسیار مهم است. باید تلاش شود حضور حداکثری محقق شود و مردم با همه سلایق و گرایشهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در این اجتماع حضور پیدا کنند و این مسئله که یکی از مهمترین خواسته های امام راحل و امام شهید و رهبر انقلاب است، دنبال شود. طبیعی است که این مهم اقتضائاتی دارد و ما باید مراقب این جهت باشیم.
به هر حال مبلغان، خود باید الگوی جهاد تبیین باشند. رفتار آنان، همان اندازه که گفتارشان اثر دارد، پیامآفرین است. تواضع، صداقت، اخلاق، انصاف، دوری از اغراق، احترام به مخاطب و اهتمام به حل مسائل فکری و اجتماعی مردم، بهترین ابزار تبلیغ دین است. مردم پیش از آنکه سخن مبلغ را بشنوند، رفتار او را میبینند.
بنابراین، اگر حوزههای علمیه و مبلغان دینی بتوانند این مراسم را از یک اجتماع صرفاً عاطفی، به فرصتی برای تعمیق تاب اوری، معرفت افزون تر، تقویت وحدت، پاسخگویی به پرسشها، ترویج اخلاق و دمیدن روح امید در جامعه تبدیل کنند، حقیقتاً رسالت «جهاد تبیین» را به درستی انجام دادهاند؛ رسالتی که نهتنها حافظ سرمایههای معنوی جامعه است، بلکه مسیر آینده را نیز روشنتر و امیدبخشتر میسازد.










نظر شما